در دانشگاه به قول خودش روشنفکر بود . . .

یک روز فهمید که من بسیجی هستم , جلوی جمع بهم گفت "چماق بدست....!
گفتم بله . . . "من چماق به دستم " . . .
زمان دفاع مقدس , که امثال تو سوراخ موش اجاره می کردند , چماقمان را به شکل اسلحه در آوریدم و جلوی دشمن , سینه سپر کردیم . . .
بعد از دفاع مقدس , شما دنبال عشق و حال بودید , چماق را به کلنگ تبدیل کردیم و کشور را ساختیم . . .
زمان زلزله "بم" شما "لم" دادید در کاخ های خود و فریاد انسان دوستی سر دادید چماق ما تبدیل به برانکارد شد . . .
زمانی که به فکر کوی دانشگاه و عشق بازی بودید , 
چماق ما " بیل " شد و رفت به اردوهای جهادی تا به محرومان کمک کنیم 
.زمانی که با عنوان تمدن , دنبال ناموس مردم بودید , و عده ای بی غیرت مثل خودتان دنبال ناموستان بودند , چماق های ما مدافع ناموس شما شد.
اما شما چه کردید ؟ مگر نمی گویید روشن فکر هستید ؟
مگر نمی گفتید گفتگوی تمدن ها ؟
مگر سران شما نگفتند " تقلب نشده است " ؟
پس چرا باز هم فتنه درست کردید ؟
پس چرا تمدن خود را با به آتش کشیدن کشور نشان دادید ؟
پس کو آن همه شعار قشنگتان ؟
چرا حرف دشمنان اسلام با حرف شما یکی شده است ؟
" پی نوشت " :
شما از اول انقلابی نبودید یا جدیداً دشمن انقلابی شده  ؟
 



چماف بدست, چماق, فتنه, بصیرت بسیجی